خبر شماره ۴۵۰۵

گفتگو دكتر نوربخش رئيس پرديس البرز دانشگاه تهران با روزنامه اطلاعات در موضوع آموزش عالي كشور

بازديد: ۹۸۲     ۹۶/۳/۲۹

 

دكتر يونس نوربخش، رئيس پرديس البرز دانشگاه تهران است كه پيش از اين سه ســال رياست دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران را بر عهده داشت. در گفتگو با او سعي شد، نظرش را پيرامون مسائل آموزش عالي فراتر از يك مســئول در دانشگاه تهران ودر قالب يك جامعه شناس جويا شويم. دكتر نوربخش انتقادات وارد بر دانشگاه ها را مي پذيرد، اما معتقد است در كنار آسيب شناسي آموزش عالي بايد به ظرفيت هاي ايجاد شده هم توجه داشت. به باور او، دليل بي كيفيتي بسياري از دانشگاه ها را امروز، نه فقط در آموزش عالي بلكه در بطن جامعه و ارتباط دانشگاه ها با دستگاه هاي ديگر بايد جستجو كرد

. *** چاره انديشي براي كاستن از وابســتگي دانشگاه هاي دولتي به بودجه هاي دولت، منجر به شكل گيري دانشگاه هاي پولي مانند پرديس ها شد. در پرديس هاي هاي دانشگاهي هم، چون بودجه مورد نياز اعم از هزينه هاي جاري و عمراني تا حق التدريس استادان از محل شهريه ها تامين مي شود، دانشگاه به دانشجو مديون و وابسته مي شود به همين لحاظ اين مســاله در خصوص پرديس ها مطرح است كه آسان گيري دانشگاه نســبت به دانشــجو به منظور قرار گرفتن در مسير خروجي بيشتر دانشجو براي دستيابي به ورودي بيشتر به افت كيفيت آنها منجر مي شود، كما اينكه دانشجويان هم از آنجا كه پول مي دهند حق خود مي دانند كه بدون سخت گيري هاي لازم نمره دريافت كنند. پاسخ شما به اين انتقاد چيست؟

مدتهاست سياست وزارت علوم بر اين مبنا قرار گرفته كه دانشگاه ها بتوانند هزينه هاي خود را از طريق آمـــوزش و پژوهش تأمين كنند. لذا سياست تجاري سازي علم و پيوند دانشگاه ها با صنعت در همين راستاست كه دانشگاه ها بتوانند توليدات خود را به فروش برسانند در عين حال كه بخش هاي ديگر نيز از توليد علم دانشگاه ها ، ارزش افزوده كسب كنند. هدف، مخاطب محور شدن تربيت نيرو و توليدات علمي دانشگاه هاست. از اين رو همه دانشـــگاه ها برنامه هايي را در راستاي درآمدزايي تدوين كرده اند. در حوزه آموزش هم دانشگاه تهران با پذيرش دانشجو در نوبت دوم، دانشجوياني را پذيرش كرد كه بخش قابل توجهي از هزينه هايشان را خود تأمين مي كنند، اما همچنان از يارانه هاي دولتي هم برخوردارند. ولي بعدها، پرديس ها شكل گرفتند كه سه پرديس هم در دانشگاه تهران تاسيس شد كه هيچ وابستگي به بودجه دولتي ندارند. البته در كنار دريافت هزينه ها از دانشجويان، مسأله افت كيفيت دانشگاه و دانشجو هم مطرح شد كه اين ً مطلب تا حدي درست است. مسلما كساني كه وارد پرديس ها مي شوند، دانشـــجويان دوره روزانه و نوبت دوم نيستند و به نوعي از استعدادهاي درجه دو محسوب مي شوند. با توجه به نمونه هايي كه شما ذكر كرديد، ممكن است اين تصور در مورد كيفيت پرديس ها در مجموع تا حدودي درست باشد، اما به چند نكته بايد توجه كرد. اول آنكه در دانشـــگاه تهران رابطه استاد و دانشجو تحت تأثير مسائل مالي قرار ندارد. دانشجوي ما با همان استادي كلاس دارد كه دانشجويان روزانه كلاس دارند و در بسياري مواقع اساتيد از روزانه، شبانه يا پرديس بودن دانشجويان اطلاعي ندارند. حداقل در پرديس البرز اگر تعداد دانشجويان كم باشد با ساير دانشجويان روزانه و شبانه در يك كلاس حضور دارند. اگر تعداد هم زياد باشد، كلاس ها مجزا از دانشجويان ديگر تشكيل مي شود، اما همگي تحت نظام آموزشي مشخص دانشگاه تهران دوره مي بينند. بلكه ما در پرديس البرز سخت گيري هاي خاصي هم داريم. بنابراين اين تصور كه دانشجو چون پول مي دهد، پس براي گرفتن مدرك در دانشگاه حضور دارد، حرف درستي نيست. خيلي از دانشجويان پرديس ما شغل دارند، درآمد دارند و مدرك شان تفاوت زيادي در روند زندگي شان ندارد. ولي قصد دارند در شغل خود متخصص شوند. گاهي انگيزه اين دانشجويان بيشتر از دانشجوياني است كه در دوره هاي روزانه تا مقطع دكتـــري تحصيل مي كنند، اما نمي دانند كه شغل مناسبي به دســـت خواهند آورد يا خير. ضمن آنكه بسياري از دانشجويان روزانه هم وارد دانشگاه مي شوند كه مدرك بگيرند و شغل هاي خوب به دست آورند. آيا اين دانشــجوياني كه شما معتقديد بسياري از آنان چون شغل مناسبي دارند، شايد انگيزه بالاتري براي يادگيري دانش هم دارند، وقت كافي براي حضور و يادگيري در دانشگاه ها را دارند؟ نظام آموزشي دانشگاه تهران به شـــدت در اين رابطه سخت گيري دارد. همان سخت گيري هاي دوره روزانه مثل شركت در تمامي كلاس ها، دفاع به موقع از پايان نامه و... در پرديس ها هم هست. در نظر داشته باشيد الآن حتي در دوره هاي روزانه هم به دليل فشارهاي اقتصادي دانشجويان مجبورند حداقل پاره وقت كار مي كنند. به نظرم شايد دانشجويان شاغل ما به دليل انگيزه هاي بالا و دغدغه هاي كمتر مالي، توان يادگيري بالاتري هم داشـــته باشـــند. ضمن آنكه ۳۰ تا ۳۵ درصد دانشجويان حداقل در پرديس البرز، مدرك قبلي شان را از دانشگاه هاي سراسري خوب دريافت كرده اند. در بســـياري موارد وابستگي به فضاي دانشگاه تهران يا ترجيح دادن تحصيل در تهران نسبت به دانشگاه هاي سراسري شهرستان ها، باعث حضور آنان در پرديس دانشگاه تهران مي شود. امروز در دنيا هم بسياري از دانشگاه هاي معتبر پولي اند و جزء دانشگاه هاي برتر جهان هستند. پس ما نبايد تصور كنيم كه فقط دانشگاهي برتر است كه رايگان باشد. شما درست مي فرماييد. بسياري از دانشگاه هاي برتر دنيا، خدمات شان را با گرفتن پول ارائه مي كنند، اما نگراني جامعه اين است كه آيا همان نظم و سخت گيري كه در دانشگاه هاي پولي معتبر جهان وجود دارد و شما از آن حرف زديد در دانشگاه هاي پولي ما هم وجود دارد؟ كما اينكه امروز آموزش عالي ما به دليل نبود اين سخت گيري ها دچار نابســاماني هايي مانند فروش مدرك، فروش پايان نامه و مقاله شده كه متأسفانه در سطح بين المللي هم مطرح شده است. بله، اما اين نگراني ها در مورد دانشگاه هاي سراسري روزانه، شبانه، آزاد و پيام نور هم وجود دارد. ً مسلما دانشگاه هايي كه شهريه مي گيرند، نبايد هدف اصلي شـــان را روي درآمدزايي متمركز كنند. بلكه كيفيت، آموزش و تربيت نيـــروي متخصص هدف اصلي باشـــد. ضمن آنكه دانشگاه هاي پولي مي خواهند بار مالي هم به دولت تحميل نكنند. ولي اگر ً صرفا درآمدزايي محملي براي فروش مدرك باشد، خيلي خطرناك است، اما حداقل دانشگاه تهران حساسيت زيادي نسبت به اين موضوع دارد و حتي برخي از پرديس هاي خود را مدتي به حالت نيمه تعطيل درآورد تا در سياســـت هاي خود بازنگري داشته باشند. نگراني شما درست است، اما بسياري از تخلف هايي كه شما از آن نام برديد، ً عمدتا در دانشگاه هاي روزانه و توسط اساتيد آنها رخ داد. من معتقدم كه همان پولي را كه قرار اســـت علاقه مندان دانش براي يادگيري آن در دانشگاه هاي درجه چندم اصلا سطح علمي قابل قبولي هم ندارند، خرج كنند، ديگر كشـــورها كه ً بهتر است همان پول را در كشور هزينه كنند و همين جا درس بخوانند. كمـــا اينكه هيچ قانوني ايـــن حق را به ما نمي دهد كـــه مانع تحصيل علاقه منداني شويم كه قصد دارند هزينه كنند و درس بخوانند. فقط شرط اصلي رعايت استانداردهاي لازم است. بنا بر نظر شما دانشــگاه پرديس هيچ گونه آسان گيري نسبت به معمولا دانشجويان اين توقع را دارند كه در دانشجويان خود ندارد، اما ً قبال پولي كه پرداخت مي كنند، راحت تر فارغ التحصيل شوند. اتفاقا برعكس است، دانشـــجويان چون پول مي دهند انتظار دارند ً خدمات آموزشـــي با بهترين كيفيت به آنها ارائه شود. من دانشجويي را نديده ام كه با چشم پوشي اساتيد، انتظار نمره گرفتن داشته باشد. نامه هايي از دانشجويان پرديس دارم كه در آنها، دانشجويان با رفتن يك استاد ضعيف به كلاس درس، به ما معترض شده اند كه شما مشكلات مالي دوره هاي روزانه را نداريد، پس چرا از بهترين استاد دعوت به همكاري نكرده ايد؟ البته شايد مثل هر دانشگاه روزانه ديگري دانشجويي به استادش بگويد كه شاغل است و مشكلاتي هم دارد، اما عموم اين دانشجويان تقاضاي بهترين كيفيت را دارند. دانشجويي كه دانشگاه تهران را انتخاب مي ً كند، مسلما مي داند كه نبايد انتظارات نابجايي داشته باشد. اين دانشجو به جاي درس خواندن در برخي از دانشگاه هاي بدون كيفيت خارج با هزينه هاي زياد، دانشگاه تهران را براي تحصيل انتخاب كرده است. دانشجويان پرديس ما جوانان علاقه مندي هستند كه ممكن است پايه علمي مشابه دانشجويان روزانه نداشته باشند، اما وظيفه ما خدمات دهي به همه آنان است. مدرك گرايي موضوعي است كه سال هاست فراتر از نظام آموزش عالي، گريبان جامعه را گرفته است. پيرو اين موضوع و گسترش ّكمي آموزش عالي، با پديده صندلي هاي خالــي در آموزش عالي مواجه شده ايم. بفرماييد سهم شما از صندلي هاي خالي آموزش عالي چقدر است؟ ضمن آنكه بحث هجوم جامعه ايراني به مدرك را چگونه تحليل مي كنيد؟ من معتقدم روند نزولي ولع كاذب مدرك گرفتن در جامعه ما آغاز شده است. رشد كمي دانشگاه ها باعث شكل گرفتن پديده صندلي هاي خالي شد كه البته ما در دانشگاه تهران به طور جدي با اين موضوع مواجه نشده ايم چون همچنان دانشگاه تهران به صورت رقابتي مشتري هاي خود را دارد. براساس چه شواهدي معتقديد كه ولع مدرك گرفتن رو به افول است؟ اول آنكه وقتي جواني مشـــاهده مي كند كه با پرداخت هزينه هاي ســـنگين تحصيلي در بازار كار جايگاه چنداني ندارد، با خودش محاسبه مي كند كه بهتر اســـت به جاي تحصيل زودتر وارد بازار كار شود. دوم آنكه جايگاه علم در جامعه در اين رابطه تأثيرگذار است. وقتي بسياري از تحصيلكردگان براساس شاخص هاي علم آموزي در بازار كار پذيرفته نمي شوند، اين موضوع بر گرايش به تحصيل تأثير دارد. اين سير نزولي هم تحليل مثبت و هم تحليل منفي دارد. تحليل مثبت آن است كه جامعه متوجه شده راه، فقط دانشگاه نيســـت و آن پرستيژ كاذبي كه در گذشته مدرك براي افراد داشت، الآن كمتر شده است. با اين تحليل چگونه شــاهد چنين اقبال گســترده اي در بحث تحصيلات تكميلي هستيم؟ الآن وزارت علوم سياست خوبي را از لحاظ محدودكردن و توسعه با برنامه شروع كرده اســـت. به همين دليل هم سياست آمايش رشته ها را شروع كرده اســـت. ما الآن در معناي سابق گسترش َكمي دانشگاهي نداريم. ضمن آنكه موجي كه سال هاي قبل از كارشناسي شروع شده و سپس به حوزه هاي تحصيلات تكميلي سرايت كرده بود، فكر مي كنم از سال گذشته در سطوح تحصيلات تكميلي هم رو به كاهش است. يعني در سال هاي آينده استقبال سال هاي گذشته را نخواهيم داشت. چون ً اصلا ورودي هاي دانشگاه از مقطع كارشناسي كاهش يافته است. بنابراين مي توان گفت دليل اين كاهش اقبال، اصلاح تفكر مدرك همه چيز است، نيســت بلكه به نظر مي رسد شايد يكي از اصلي ترين دلايل، كاهش جمعيت بالقوه در مقطع سني ورود به دانشگاه است. بله يكي از دلايل، موضوع كاهش جمعيت متقاضي است. دليل ديگر بازار كاري است كه پذيراي فارغ التحصيلان نيست و البته كاهش پرستيژ مدرك داشـــتن هم تأثير دارد كه در مورد موضوع آخر اينكه خوب يا بد است، من ً فعلا داوري نمي كنم. چرا معتقديد مدرك گرفتن پرستيژ سابق را ندارد؟ براي اينكه وقتي جامعه پر از فوق ليسانس و دكتر شد، ديگر مدرك دانشگاهي كالاي نابي نيست كه شما به دنبالش بوديد. الآن شما وقتي كسي را در خيابان دكتر صدا كنيد، ۵ نفر برمي گردند. وقتي اين عنوان محدود بود، پرستيژ اجتماعي داشت. البته اين نكته را هم بايد اضافه كنم كه سطح آگاهي جامعه افزايش يافته و درس خواندن حتي تا كارشناســـي ارشد، ضرورت يادگيري يك دانش عمومي شده است. يعني به دليل رشد دانش، افراد با ادامه تحصيل ً مثلا در سطح كارشناسي ارشد مي توانند اطلاعاتي را از دانش حوزه مورد نظرشان كسب كنند، چون سطح اطلاعات گسترش يافته است. ديگر مانند سابق نيست كه فردي با مدرك ديپلم بتواند مدير باشد. در كشورهاي پيشـــرفته افراد در حوزه تخصصي شان اگر مدرك نمي گيرند، دوره هاي مختلـــف را دائم مي گذرانند چون كارها تخصصي اداره مي شود. بنابراين من گرايش به مدرك را جايي كه ولع كاذب است منفي مي دانم، اما معتقدم كه به ســـمت عقلانيت در اين زمينه حركت مي كنيم. يعني در آينده بيشتر كساني كه خواهان دانش، تخصص و مهارت هستند، وارد دانشگاه و بحث تحصيلات تكميلي مي شوند، اما بازار كار هم به شدت در اين زمينه تأثير دارد. جوان وقتي بيكار است، حداقل براي داشتن يك احساس هويت بايد به سمت چيزي برود و چه مكاني بهتر از دانشگاه. اينجا بحث مدرك نيست بلكه مسأله احساس هويت است. جوان به دليل خواست اين هويت، گاهي به دنبال مدرك دانشگاهي است. پس به نظر شما دانشــگاه به نوعي تاوان نامناسب بودن شرايط اقتصادي و بازار كار را مي پردازد؟ بله، به همين دليل معتقدم همه مسأله افت كيفيت را نبايد در دانشگاه جستجو كرد. دانشـــگاه اكنون بار جامعه را به دوش مي كشد. بسياري از مسائلي كه بخش هاي ديگر جامعه قادر به حل آن نيست، دانشگاه تحمل مي كند. به همين دليل بسياري از فاكتورهاي افت كيفيت دانشگاه ها را بايد در بيرون از آن جستجو كرد. از بازار كار به عنــوان يكي از اين فاكتورها نــام برديد، ديگر فاكتورها چيست؟ به طور مثال وقتي در قانون اســـتخدام و ارتقاء افراد شاغل؛ حقوق، مزايا و پست ها تحت مدرك دانشگاهي تعريف شود، اين مسأله به افت كيفيت دانشگاه ها منجر مي شود. در كشـــورهاي پيشرفته شما اگر دكتر هم باشـــيد، تخصص و مهارت شما اهميت دارد. مساله ُف ديگر، رماليسم و صورت گرايي رايج در جامعه است كه بســـياري از آسيب هاي وارد به دانشگاه از اينجا نشـــأت مي گيرد. به همين دليل برخي از رشته هاي كاربردي خيلي طرفدار ندارد و برخي از رشـــته ها، به طور كاذب پر از دانشجوست. ً مثلا ميان رشته اي ها در دنيا اهميت زيادي دارد، اما در كشور ما اين طور نيســـت. يكي از برنامه هاي ما هم در پرديس البرز رونق ميان رشته اي هاست. ميان رشته اي ها، رشته هايي هستند كه توجه آنها به كاربرد است. در اينجا يا سيستم به آنها توجه نمي كند يا اگر هم تدريس شوند، بازار كار، فارغ التحصيلان آن را نمي شناسد چون فقط رشته هاي مادر را مي شناسند يا اصلا اين رشته ها پرستيژ اجتماعي ندارند. پرستيژ اجتماعي ندارد چون از همان كودكي به بچه ها در مدرسه مي گوييم درس بخوان دكتر و مهندس شوي. كسي نمي گويد جامعه شـــناس يا روان شناس يا متخصص علوم اجتماعي شوي. همين ذهنيت به دانشگاه ها هم سرريز مي شود و دانشگاه ها تاوان ارزش گذاري هاي غلط جامعه را مي دهند. به همين دليل من ريشه بسياري از مشكلات دانشگاه ها را سياست گذاري هاي غلط جامعه مي ً دانم. حتما آموزش عالي هم اشتباهاتي داشته و دارد ولي بايد ببينيم اين اشتباهات از كجا سرريز مي ً شـــود. مثلا در مورد مسائل فرهنگي گفته مي شود، دانشگاه ها مشكل دارند، البته ممكن است دانشگاه ها كم كاري هايي هم داشته باشـــند، اما آيا اين جوان همين كه پا به دانشگاه گذاشت اين مشـــكلات را پيدا كرد يا اينكه اين مشكلات را با خود به دانشگاه آورده است؟ سهم ديگران چه مي شود؟ حالا چون دانشگاه جايي است كه جوان در اوج سني كه مي خواهد خود را بروز و ظهور دهد، وارد آن مي شود، پس علت نابساماني هاي او هم فقط دانشگاه ها هستند؟ سهم آنچه در گذشته بر او رفته و چشم انداز آينده جوان در تربيتش چه مي شود؟ آيا چشم انداز روشني براي آينده او هست كه پاسخگوي سخت گيري هاي ما در درس خواندن او در دانشگاه باشد؟ بارها شده كه دانشجويان از ما مي پرسند، خب آقاي دكتر، اين مباحث را هم خوانديم كه چه شود؟ انگيزه دانشجويان بستگي به چشم اندازي دارد كه به دليل مناسب نبودن آن در خارج از دانشگاه، روي كيفيت دانشگاه ها هم تأثير دارد. اين فرافكني است كه ما مشكلات را فقط به يك سري از دانشگاه هاي پولي منتسب كنيم. گويي اگر امروز دانشگاه هاي پولي بسته شوند، كيفيت همه چيز در كشور افزايش مي يابد. آيا ً واقعا اين گونه است؟ در همه جاي دنيا دانشگاه ها درجه بندي مي شوند و دانشگاه فقط جاي نخبگان نيست. فردي كه استعداد كمتري دارد را نمي توان از دانشگاه رفتن منع كرد، ً طبيعتا او هم نمي تواند وارد دانشگاه درجه يك شود و البته جامعه هم براساس دانشگاه درجه دومي كه او در آن تحصيل كرده، به او امتياز مي دهد، اما امروز در جامعه ما اين طبقه بندي ها به هم ريخته اســـت. من ً نبايد بي رويه توسعه مي يافتند و فكر مي كنم دانشگاه هاي خودگردان اولا دوم آنكه هدف هم نبايد ً صرفا كسب درآمد باشد. حالا اينكه فرد محرومي نمي تواند وارد دانشـــگاه شود، اين وظيفه دولت است كه امكان تحصيل او را فراهم كند و چتر حمايتي اش را گسترده كند نه اينكه به افرادي هم كه تمكن مالي دارند، اجازه ندهد وارد دانشگاه شوند. اتفاقا پرديس هاي وابسته به دانشگاههاي سراسري بخش زيادي از درآمدهاي خود را صرف دانشگاه متبوع و هزينه ها و تقويت زير ســـاخت هاي آن مي كنند كه دانشجويان روزانه و غير پولي نيز از آن بهره مند مي شوند. به باور من يكي از راه هاي افزايش كيفيت دانشگاه ها آن است كه سهميه روزانه دانشگاه هاي دولتي كاهش پيدا نكند. بايد دانشگاه هاي دولتي همچنان سيستم رايگان را باز بگذارند و در كنارش ظرفيت ديگري را براي افرادي كه مي توانند هزينه هاي خودشان را پرداخت كنند، نيز فراهم كرد. باز هم همچنان افرادي مي توانند از امكانات دانشــگاه هاي سطح يك اســتفاده كنند كه پول دارند. پس بحث عدالت آموزشي كماكان تحت الشعاع قرار مي گيرد. الآن با سياست هاي انقباضي نسبت به پرديس ها، دانشجويان ما نسبت به روزانه خيلي كمتر است. البته بالاتر از اينها ما دانشگاه هاي مجازي را داريم كه در دانشگاه تهران هم راه اندازي شده و آسيب هاي آنها بيشتر از پرديس هاست. ضمن آنكه بايد در نظر داشت نيازها، تغيير و آموزش عالي هم تحول پيدا كرده اســـت و قصد دارد به افرادي خدمات ارائه كند كه امكان حضور در سر كلاس را ندارند. نكته اينجاست كه هر يك از اين دانشگاه ها براي يك هدفي تأسيس شده و اين اهداف در نظام آموزش عالي نبايد مخدوش شـــود. ً مثلا دانشگاه پيام نور يا مجازي براي ترويج علم و افزايش دانش عمومي و مهارت هاي عمومي است. اگر رشته هاي تخصصي كه فقط بايد در دانشگاه هاي درجه يك تدريس شوند، در اين دانشگاه ها تدريس شوند، ً قطعا به كيفيت آموزش عالي صدمه مي زنند. دانشگاه ها بايد طبقه بندي شوند و براســـاس مأموريتي كه براي آنان تعريف مي شود، در رشته هاي خاص دانشجويان خاص بگيرند. اين انتقاد به برخي دانشگاه هاي پولي از جمله پرديس ها وارد است ً كه بعضا در رشته هاي خاص مانند پزشــكي كه از حساسيت زيادي برخوردارند، دانشــجوياني را پذيرش مي كنند كه از صلاحيت علمي لازم برخوردار نيستند. در دانشگاه تهران نظام هاي كنترلي در سطح بالايي اعمال مي شوند تا دانشگاه هاي زير مجموعه اين دانشگاه در رشته هاي دانشگاهي خاص كه به آزمايشگاه و امكانات نياز دارند فقط در صورت داشتن امكانات لازم دانشجو پذيرش كنند. به همين دليل معتقدم هر كسي كه تابلوي دانشگاه نصب كرد، به اين معني نيســـت كه از هر جا و در هر رشته اي مي تواند دانشـــجو پذيرش كند. به همين دليل هم مي گويم نبايد صفر و يك به موضوع نگاه كنيم. يعني پرديس ها يا دانشگاه هاي مجازي هم ضرورت هاي جامعه هستند، اما در همه جاي دنيا اين دانشگاه ها را با برنامه و كاركردهاي اجتماعي مشخص توسعه داده اند. در مدتي كه من پرديس البرز را تحويل گرفتم، يكي از اقدامـــات اين بوده كه نقش علمي و اجتماعي پرديس را مورد بازبيني قرار دهيم. مطالعات توســـعه پرديس البرز هم شروع شده و به اين نتيجه رســـيديم كه پرديس ما در بحث ميان رشته اي ها مي تواند حضور موفقي داشته باشد. پرديس البرز نوپاست و فقط ۵ سال عمر دارد ولي خوشبختانه در همان آغاز تولد، چشم انداز آينده را مورد توجه قرار داده اســـت. بحث نوآوري و خلاقيت هم كه اساس دانشگاه هاي نسل سوم و كارآفرين است، در دستور كار قرار دارد. اين مسأله باعث پويايي نسل جديد دانشـــگاه ها مي شود. يعني بيش از آنكه دنباله رو رشته هاي معمول باشـــند، در راســـتاي نوآوري و كارآفريني برنامه دارند. ما الآن رشته هايي داريم كه ۵۰ سال است با متن هاي چندين دهه پيش تدريس مي شوند، اما دانشگاه هاي نوآور اين رويه را برنمي تابند. البته موانع اداري زيادي هم مانع شكل گيري هرچه سريع تر پويايي مورد نظر مي شوند. ما الآن يك تخصص ميان رشته اي بخواهيم تأسيس كنيم بايد پروسه طولاني اداري را طي كنيم. در حالي كه اگر وزارت آموزش عالي نقش هاي نو اين دانشگاه ها را بپذيرد، مي تواند اين روند را تسهيل كند. آموزش عالي بايد توجه داشـــته باشد، تقاضاها و جامعه دائم تغيير مي كند، اما به دليل بروكراسي پيچيده اي كه از آن صحبت شد، دانشگاه نمي تواند تغيير كند و هر روز شكاف بين خواست هاي جامعه و دانشگاه بيشتر مي شود. دانشگاه هاي پرديس چون جوان و نوپا هستند مي توانند مسير جديدي را براي خودشان تعريف كنند ولي با گذشت زمان ساختار ســـختي پيدا مي كنند كه تغيير آن مشكل اســـت. توجه به ظرفيت هاي پرديس ها موضوعي است كه بايد مورد توجه آموزش عالي باشد. يكي از اين ظرفيت ها بحث توريست علمي است. مسأله اي كه در دانشگاه هاي بسياري از كشـــورهاي دنيا براي آن برنامه ريزي هاي دقيق انجام شده و دانشگاه ها يكي از منابع مهم جذب توريست هاي علمي است. يكي از اهداف اصلي شكل گيري پرديس ها هم پذيرش دانشجويان خارجي است. چند درصد از دانشجويان شما را دانشجويان خارجي شكل مي دهند و از چه كشورهايي پذيرش دانشجو داريد؟ ً فعلا اين نقش به پرديس البرز دانشگاه تهران داده نشده است. ولي در هفته هاي اخير بحث هايي جدي در اين ارتباط داشـــته ايم كه پرديس چگونه مي تواند نقش بين المللي خود را ايفا كند. ما اكنون به دنبال جذب دانشـــجوي خارجي و برنامه هاي مشـــترك در قالب دوره هاي مشترك با دانشگاه هاي ديگر هســـتيم، اما عوامل بيروني مثل مسائل سياسي و تصميم گيري هايي كه اختيار آن در حوزه دانشگاه نيست، در اين ارتباط موثر است. به طور مشخص مســـئولان بايد براي حوزه علمي تسهيلات قائل باشند چون ديپلماسي هاي علمي يكي از رايج ترين ديپلماسي هايي است كه به بهبود روابط بين كشـــورها كمك مي كند. البته روند مناســـبي در سال هاي اخير شكل گرفته است. الان در دانشگاه تهران نزديك به هزار دانشـــجوي خارجي داريم. من ۳ سال پيش كه دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران را تحويل گرفتم، ۱۷ تا ۱۸ نفر دانشجوي خارجي داشتيم ولي سال گذشته با ۴۰ دانشجوي خارجي اين دانشكده را تحويل رياست بعدي دادم. استقبال خوبي از كشـــورهاي منطقه براي حضور در دانشگاه هاي مطرح كشـــور وجود دارد، اما بايد توجه داشـــت كه بين المللي شدن دانشگاه ها اقتصائاتي هم دارد. دانشجوي خارجي نيازهاي خاص خود را دارد. او با زبان و فرهنگ مختلف وارد كشور ما مي شود. آيا جامعه ظرفيت پذيرش فرهنگ او را دارد؟ آيا رفتارهاي ما، نوع مواجه ما و نظام آموزشي ما توانايي برخورد مناسب با او را دارد؟ زيرساخت هاي زيادي براي جذب ً دانشجوي خارجي لازم است و اصلا اين موضوع در وزارت علوم قابل بررسي است كه چرا در زمينه جذب دانشجويان خارجي ما موفقيت هاي كمتري كسب كرديم. يكي ديگر از موضوعات مهمي كه درباره جذب دانشجو به آن بايد اشاره كنم اين است كه بسياري از دانشجويان ايراني كه در خارج درس مي خوانند به دلايلي تمايل دارند به كشـــور برگردند. اين ظرفيت بالايي است كه بايد از پتانسيل دانشگاه هايي مثل پرديس در اين زمينه استفاده كرد. از نظر من در كنار آسيب شناسي آموزش عالي بايد به ظرفيت هاي ايجاد شده هم توجه داشت. رشد كمي دانشگاه ها در برخي شهرستان هاي دور منطبق با بحث عدالت اجتماعي بوده اســـت. البته در برخي مناطق توسعه كمي نامناسب هم داشته ايم. بله خوب است كه حتي مناطق دور دست هم به خدمات آموزش عالي دسترســي دارند، اما از شــما به عنوان يك جامعه شناس سوال مي كنم كه چگونه در كنار اين ظرفيت بالاي آموزش عالي كه منجر به پديده صندلي هاي خالي هم شده، ما در همين مناطق دور با آمار بالاي بي سوادي به ويژه در مورد كودكان و نوجوانان مواجه ايم؟ وقتي كه جامعه تغيير پيدا مي كند، سياســـت گذاري هاي آموزشي و اجتماعي هم بايد تغيير كند. ما يك زمان با تعداد زيادي از جوانان به دليل رشـــد جمعيت مواجه بوديم كه لازم بود دانشگاه ها تأسيس شوند. الان جامعه تغيير يافته و به جاي آن به گسترش آموزش و پرورش نياز داريم. مگر هميشــه آموزش و پرورش زير بنا نبوده، سپس چگونه ابتدا آموزش عالي توسعه پيدا مي كند؟ براي اينكه ما همواره نگاه يك جانبه به شاخص هاي توسعه داريم. مي خواهيم در زمينه رشد آموزش عالي رتبه خوب داشته باشيم در حالي كه بايد بدانيم رشد همه شاخص ها در كنار يكديگر معنا دارند. ممكن است شاخص تعداد مقاله، تعداد دانشگاه و تعداد دانشجويان ما بالا باشد، اما توســـعه واقعي زماني رخ مي دهد كه در كنار آن شاخص هاي ديگر مثل مدارس توسعه يابند. اين نگاه كمي، صوري، آماري به شاخص هاي توسعه اين آسيب ها را هم در پي داشته است. درحالي كه توسعه يافتگي، مفهومي چند بعدي است. اگر ما دانشگاهي را در منطقه اي تأسيس كرديم كه بچه هاي آن حتي توان درس خواندن در مقاطع پايين را ندارند، اين دانشگاه در آن منطقه به چه درد مي خورد؟ دانشگاه هاي پويا به مدارس پويا نياز دارند، اما متاسفانه بحث جامع ديدن همه مسائل در كنار يكديگر در مجموع در كشـــور وجود ندارد، به همين دليل توســـعه يافتگي ما كاريكاتوري اســـت. در نتيجه در جاهايي هم كه توسعه يافتيم به جاي نمايش آثار مثبت، توسعه به ضد خودش تبديل شده است. مثل آموزش عالي كه الان به جاي اينكه ظرفيت باشد، باعث نگراني شده است. بله، به گفته شما در همه جوامع نظام آموزش و پرورش پايه است و با خانواده هم ارتباط تنگانگي دارد. من نمي خواهم وارد بحث آسيب شناسي آموزش و پرورش شوم، ولي حرفم اين است كه مشكلات جاي ديگري است و ما فقط در معلول و خروجي نهايي به دنبال آن هستيم. مي گوئيم اين صندلي خالي است، پس اين دانشگاه چرا ايجاد شده، در حالي كه دركنار تاسيس دانشگاه ها قرار بود اقدامات ديگري انجام شود كه نشده است. قرار بود كار هم ايجاد شود، مدارس هم كنارش باشند، اين اتفاقات نيفتاده و امروز معضل صندلي هاي خالي را داريم. بنابراين تغيير نكردن سياست ها همزمان با تغييرات جامعه يكي از مشكلات ماست و در كنار آن نبود دورانديشي و آينده پژوهي در هنگام تصميم گيري هاي كلان ما را آزار مي دهد. ما به جاي اينكه ۲۰ ســـال آينده را ببينيم فقط براي چند سال آينده برنامه مي نويسيم. ضمن آنكه اگر برنامه هاي چشم انداز هم مي نويسيم قرار است زمين بماند يا به آن عمل كنيم و ديگر آنكه آيا زمينه هاي اجرا وجود دارد يا خير؟ به همين دليل مي گويم دانشگاه ها در بسياري مواقع پيامدهاي نابساماني ها در بخش هاي ديگر را تحمل مي كند و بعد خودش متهم به نابساماني مي شود. از يك طرف سيل جوانان بيكار كه به دانشگاه ها هجوم مي آورند و از طرفي ما از دانشگاه ها انتظار داريم درهايش را ببندد. پس بالاخره دانشگاه چه كند؟ درها را ببندد يا باز كند؟ البته از دانشــگاه به عنوان يك نهاد علمــي و عقلاني كه انتظار مي رود براي بســياري از مشكلات جامعه نسخه بپيچد، اين توقع هم هست كه بيش و پيش از همه ناكارآمدي هاي خود را اصلاح كند. بله، دانشگاه همين نقد را به خودش دارد و خواست دانشگاه ها هم افزايش كيفيت است. من موضوع طبقه بندي دانشگاه ها را براي پاسخ به سوال شما مطرح كردم. دانشگاه هايي كه وظيفه ترويج علم را دارند بايد از دانشگاه هاي درجه يك كه وظيفه توليد علم را دارند جدا شوند. توليد علم و تربيت متخصصان با توسعه كمي سازگار نيست. رعايت كيفيت هم به معني اين نيست كه ما تحولات جديد را ناديده بگيريم. دانشگاه تهران اگر مي خواهد همسو با اين تحولات، پرديس ايجاد كند نبايد به آرم اين دانشگاه مادر و تاريخ آن آسيب بزند بلكه بايد ارزش افزوده براي دانشگاه تهران ايجاد كند. من دركنار همه انتقاداتي كه نسبت به دانشگاه ها و كيفيت آنها دارم، معتقدم دانشگاه ها به رسالت هاي خود خوب عمل مي كنند. بايد در كنار نقد دانشگاه ها، نهادهاي ديگري كه كم كاري كردند به دانشگاه ها جواب بدهند. چقدر بودجه هاي پژوهشي در اختيار دانشگاه ها قرار مي گيرد؟ با اين وجود چطور آزمايشگاه و پژوهشگاه بزنيم كه دانشجو آنجا كار كند تا دانشگاه فقط جاي بحث هاي نظري نباشد و عملي هم كار كند. اگر توقع ما از دانشگاه تهران در حد يك دانشگاه درجه يك بين المللي است، آيا امكاناتي هم كه به اين دانشـــگاه مي دهيم در همين حد است يا فقط مسئوليت مي خواهيم؟ هدف اصلي دانشگاه تهران هم فقط كسب پول نيست، اما دانشگاه تهران هم مشكلات مالي خودش را دارد. الان پرديس البرز امكاناتش را در همان دانشكده هاي دانشگاه تهران ايجاد مي كند كه دانشجوي روزانه هم كنار دانشجويان ما مي تواند از آن استفاده كند. يعني همه از درآمدهاي ما منتفع مي شوند. مي خواهم نكته اي را در پاسخ به انتقاداتي مطرح كنم كه نسبت به دانشگاه هايي مثل پرديس ها مطرح مي شود. من خودم سال ها در خارج از كشور درس خواندم. در كنار همه نقدهايي كه به سياست هاي سلطه كشورهاي غربي دارم، اما هرگز در دانشگاه هاي آنان احساس نكردم كه دانشجوي خارجي هستم و در كنار همه دانشجويان درس خواندم. ولي الآن برخي دانشجويان پرديس به ما مي گويند مگر ما گناه كرديم كه پول مي دهيم و درس مي خوانيم، در دانشكده ها به ما مي گويند شما دانشجوي پولي هستيد. اين نگاه بايد اصلاح شود. دانشگاه بايد محيط گسترده اي باشد كه همه اقشـــار در آن حضور داشته باشـــند. دانشگاه ها بايد پل ارتباطي فرهنگ ها و ملت ها باشد دراين صورت كيفيت شكل مي گيرد. مسأله كيفيت فقط در پول خلاصه نمي شود. گفتگوهاي آزاد، ارتباطات بين المللي، انعطاف دانشگاه در برابر تغييرات، بازبيني دروس و رشته ها همگي زيرمجموعه كيفيت قرار دارند. بله، پرديس ها هم مشكلاتي دارند كه بايد پاسخگو باشـــند، اما نه پرديس ها مسئول بي كيفيتي دانشگاه ها هستند و نه فقط خود دانشگاه ها مســـئول بي كيفيتي خودشان هستند. سياست هاي كلان، سياست هاي آموزش عالي و جامعه همه در بي كيفيتي دانشگاه ها سهم دارند. آيا ً اصلا در جامعه تقاضا براي متخصصان دانشـــگاهي ما هست يا فقط مدرك را مطالبه مي كنند؟ آيا آموزش و پرورش نقش خود را درست انجام داده كه من دانشجوي با انگيزه يا بي انگيزه دارم؟ تقليل گرايي دليل بي كيفيتي دانشگاه ها به يك بخش يعني خود دانشگاه ها، مشكلي را حل نمي كند. سياســـت زدگي، عدم توجه به خود دانش و تخصص و اصلا نبود اعتقاد به دانش در بســـياري از بخش ها، دليل بي كيفيتي دانشگاه هاي ماست. وقتي يك مدير حتي حاضر نيست نظر كارشناسي را گوش دهد، دانشگاه چه كند؟ ما بارها براي حل مشكلات دستگاه ها پروژه پژوهشي ارائه داده ايم و در پاس كاري به يكديگـــر آخر نفهميديم كه پروژه چه شد! دانشگاه گاهي براي حل مســـائل وارد مي شود ولي كسي استقبال نمي كند. من نبايد به دنبال مسئولان باشـــم، آنها بايد پشت در دانشگاه صف بكشند. ولي كسي نيست. ما هم كه دعوتشان مي كنيم، حضور پيدا نمي كنند. من بارها به دانشجويان دكتري خودم مي گويم كه براي رساله فارغ التحصيلي شـــان با مراكز اجرايي قرارداد ببندند و بودجه پژوهشي بگيرند كه يكي از منابع خوب درآمدهاي دانشگاه به جاي مدرك دادن هم محسوب مي شـــود. مي گويند كسي به ما پروژه پژوهشي نمي دهد. بسياري دستگاه ها، خودشـــان به صورت غيرقانوني گروه هايي دارند كه برايشان كارهاي پژوهشي انجام مي دهند. اين يعني فساد به اين بخش هم سرايت كرده است. در اين شرايط دانشجوي دكتري ما سرگردان اين دستگاه و آن دستگاه است و كسي با او قرارداد نمي بندد. در حالي كه بر اساس مصوبات قانوني دســـتگاه هاي اجرايي بايد با دانشگاه ها كار كنند ولي مسئولي در اين زمينه آماري ارائه نمي كند. اين انتقاد هم از سوي دستگاه هاي اجرايي به دانشگاه ها مطرح مي شود كه ً غالبا دانشجويان مهارت لازم را براي انجام پروژه ها ندارند. بله اين انتقاد تا حدودي وارد است و البته دانشگاه ها هم ممكن است از لحاظ دانش و طرح هاي تحقيقاتي ضعف هايي هم داشـــته باشد، اما بخش زيادي از پروژه هاي ما زير نظر استادان خوب انجام مي شود كه اگر به اين استادان هم ايراد وارد است، پس آن مدير از اين استاد متخصص امر هم متخصص تر است! احســـاس نياز براي استفاده از متخصصان نيست. يكي از منابع درآمدي دانشگاه ها، پروژه هاي پژوهشي است، وقتي نيست در نتيجه دانشگاه ها آموزش محور مي شوند، بايد دانشجويان زيادي پذيرش كنند كه درآمد داشـــته باشد. آيا بودجه هاي پژوهشي دستگاه ها وارد دانشگاه ها مي شود؟ خيلي از دستگاه ها خودشان مؤسسات تحقيقاتي و آموزشي دارند. آن وقت به ما نقد مي شود كه چرا مدرك مي فروشيد؟ كسي دوست ندارد مدرك بفروشد. دانشجوي من بايد وارد يك پروژه شود كه مهارت كسب كند، وقتي پروژه اي نيست، اصلا اعتمادي نيست، دانشجو چگونه مهارت كسب كند؟ در جمع بندي مي خواهم بگويم، مركز علمي كشور، دانشگاه هاست. هر جا توســـعه اي رخ داد، از دانشـــگاه ها رخ داده است. ممكن است دانشـــگاه ها مشكلاتي هم داشته باشـــند، اما خود را بازسازي مي كنند. بايد به دانشـــگاه ها اعتماد كرد و از آنها مســـئوليت خواست. دانشگاه آماده پاسخگويي است. يك بار يك مسئولي به من گفت چرا در بحث سياسي شما همچنان عهدنامه تركمانچاي تدريس مي كنيد؟ گفتم شما عهدنامه هاي امروزتان را در اختيار دانشگاه قرار دهيد و اجازه بدهيد ما آن را نقد كنيم تا سراغ تركمانچاي نرويم. وقتي همه چيز محرمانه مي شـــود و به دانشگاه ها اعتمادي نيست، فضاي كار نيســـت، چرا فقط دانشگاه ها را نقد مي كنيد؟ وگرنه دانشگاه كه هميشه زودتر از ديگران خود را نقد كرده است. اين روحيه استاد و دانشجوست كه به دليل نداشتن تعلقات سياسي و اقتصادي، نياز نيست مراعات خيلي چيزها را در نظر داشته باشـــد و بهتر از همه، معايب را مطرح مي كند. گفتگو از : سميه ميرزايي ولع مدرك گرفتن كاهش يافته است گسترش بي رويه آموزش عالي دكتر يونس نوربخش رئيس پرديس البرز دانشگاه تهران: نتيجه توسعه كاريكاتوري جامعه است * فقـدان تغييـر سياسـت ها همزمـان بـا توسـعه جامعـه از مشكلات عمده آموزش عالي است * دانشـگاه ها بايـد پاسـخگوي نابسـاماني ها در بخش هاي ديگر باشند *سياسـت زدگي، عـدم توجـه بـه تخصـص و نبـود اعتقاد به دانش از دلايل بي كيفيت شدن دانشگاه هاست *بيكاري بسـياري از فارغ التحصيلان دانشـگاهي و خروج مـدرك از ليسـت كالاهاي كميـاب و نادر، سـبب شـده تا ولع مدرك گرفتن در جامعه كاهش يابد

 *همه دلايل افت كيفيـت آموزش عالي را فقط در دانشـگاه ها نبايد جستجو كرد *

 بسياري از مسائلي كه بخش هاي ديگر جامعه قادر به حل آن نيست، دانشگاه تحمل مي كند و بار جامعه را به دوش مي كشد

* شكل گرايي(فرماليسـم) رايج در جامعه، ريشه بسياري از آسيب هاي وارده به دانشگاه هاست

 *در همـه جـاي دنيـا، دانشـگاه ها درجه بنـدي مي شـوند و دانشگاه فقط جاي نخبگان نيست

 * بسياري از دانشگاه هاي معتبر دنيا پولي اند و نبايد تصور كنيم كه فقط دانشگاه هاي رايگان، برترند

 

 * دانشگاه ها تاوان ارزش گذاري هاي غلط جامعه را مي دهند و بسياري از رشـته ها به دليل نداشتن پرسـتيژ اجتماعي از اقبال كمتري در دانشگاه ها برخوردارند * توسـعه بي رويه دانشـگاه هاي خودگردان و تمركز صرف بر درآمدزايي، از آفت هاي اين دانشگاه هاست * دانشگاه ها بايد طبقه بندي و براسـاس مأموريتي كه براي آنان تعريف مي شود، دانشجو پذيرش كنند * به دليل بروكراسـي هاي پيچيده، دانشـگاه ها توان تطبيق با تغييـرات جامعه را ندارند و هر روز شـكاف بيـن جامعه و دانشگاه بيشتر مي شود


پيوست‌ها:


تماس با ما

تلفن: ۳۲۸۲۹۰۶۰-۰۲۶
گذاشتن پيغام: فرم

كرج، بعد از پل فرديس، به طرف جاده ملارد، بعد از پمپ بنزين باران، شهرك بنفشه، انتهاي بلوار شرقي، ابتداي بلوار شمالي، پلاك ۳۳۸

آمار وب سايت

توجه

تمامي حقوق براي پرديس البرز دانشگاه تهران محفوظ است. بازنشر اطلاعات اعم از اخبار صفحات وب سايت با ذکر منبع بدون اشکال است. ارجاع به پايان نامه‌هاي دانشجويي بايد قالب استاندارد علمي انجام شود.